از جمعِ این جماعت، باید قدم کشیدن
فارغ زجامِ جمشید،جام ازعدم کشیدن
واعظ برو که ما خود از توبه ،توبه کردیم
درشهرِ "هیچ" رسم است دَم را زِ دَم کشیدن
برچسب:
نویسنده: رویا نیکفر
این منم تنها و حیران، نیمه شب
کردهام هم راز خود مهتاب را
گویم امشب بینم آن گل را به خواب؟
من مگر در خواب بینم خواب را..
فریدون_مشیری
برچسب:
نویسنده: رویا نیکفر
دل تنگ دل تنگم بی تاب بی تابم
بیدار بیدارم امشب نمیخوابم
از تو چه پنهان خواب تو را دیدم
از ترس بیداری با گریه خندیدم
...
برچسب:
نویسنده: رویا نیکفر